1- دیشب زنگ زده بودم به دوستم، حسین، که دانشجوی دکترای فلسفه است تا به او اطلاع دهم که شبکه 4 سیما را تماشا کند. صادق، از جمع برادران لاریجانی (علی، باقر، جواد و صادق) فلسفه اخلاق درس می داد. گفت: "قاسم! اینارو ول کن. بی بی سی فارسی رو بچسب" و کلی برایم تعریف کرد از نحوه بر نامه سازی و حرفه ای بودن آنها.
2- برخی از مقامات ایران، بی بی سی فارسی را "دشمنی برای امنیت ملی ایران" اعلام و از فعالیت آن اظهار دلواپسی نموده اند. من که یادم نمی آید دولت انگلیسی موقع اعلام فعالیت شبکه انگلیسی "پرس تی وی" در ایران، آن را مضر به امنیت ملی اش دانسته باشد! معلوم نیست وزارت فرهنگ، چگونه می خواهد علیرغم وجود استودیوهای "واحد مرکزی خبر" و "پرس تی وی" در لندن، برای خبرنگاران بی بی سی محدودیت ایجاد کند. شاید آنها هم مقابله به مثل کنند!
3- با توجه به فراگیری ماهواره در جامعه علیرغم ممنوعیت قانونی آن، انتظار می رود در نبود شبکه های مستقل داخلی و کانلیزه شدن اخبار توسط صدا و سیما، این دلواپسی مقامات بیشتر و بیشتر هم بشود. کاش قبل از این در زمان لاریجانی و ضرغامی، فکری به حال ایجاد شبکه های خصوصی تلویزیونی در ایران می شد. مشخصا "اِشکال قانون اساسی" در این باره بهانه است. اگر اراده جدی پشت این قضیه باشد، مثل بسیاری از مصوبات قبلی مجمع تشخیص، "لایحه یا طرح ایجاد شبکه های خصوصی داخلی"، پس از یکی دوبار رد و بدل شدن بین مجلس و شورای نگهبان، در مجمع تشخیص مصلحت به تصویب می رسید.
4- نمی دانم چرا در لایحه خصوصی سازی، توجهی به این امر نشده است. مگر با وجود انحصارات فرهنگی و اطلاع رسانی در جامعه، می توان به فکر آزاد سازی در اقتصاد و تجارت بود؟ چگونه می توان "فرهنگ و اطلاع رسانی" را ایزوله کرد اما به فکر تحول در اقتصاد و تجارت بود؟ آیا آزاد سازی قانونی در حیطه شبکه های تلویزیونی، علاوه بر جلوگیری از ایجاد رانت های اطلاعاتی در کشور، به کیفی شدن برنامه و رقابتها در این زمینه و رشته های وابسته منجر نخواهد شد؟ آیا شبکه های خصوصی برخی از نیازهای برنامه سازی برای مردم را به دوش نکشیده و مخارج دولت کاهش نخواهد یافت؟ مطمئنا در پی ایجاد شبکه های خصوصی، دیگر بخشی از مردم ، برای دست یابی به اخبار غیرکانالیزه و اطلاع رسانی آزاد و رقابتی، نیازی به استفاده از ماهواره نخواهند داشت تا در این صورت به صورت اتفاقی یا از روی کنجکاوی، با تغییر کانالهای گیرنده خود، سر از شبکه های مبتذل و ... در آوردند! کاش یک تحقیق دقیق می شد تا معلوم شود چه در صدی از مردم و مسئولان کشور، اخبار شبکه های ماهواره را نگاه می کنند.
5- برخی اوقات از روی حس نوعدوستی، به دیدن یکی از همسایگان می روم که پیرمرد تنهایی است. در خانه اش، دائما ماهواره روشن است. صدای فارسی آمریکا و برخی از شبکه ها تلویزیونی لس آنجلسی. او که فکر می کند من بواسطه دیدن مکرر اخبار صدا و سیما، دچار غفلت از واقعیات ایران شده ام مرا تشویق به خریدن ماهواره می کند. حتی یک بار گفت تو بخر، پولش با من!
البته تا امروز ضمن حفظ وفاداری احمقانه ام به شبکه های تلویزیونی داخلی، کار و درس را بهانه کرده و طفره رفته ام!
6- احساس می کنم "بی بی سی" فارسی، بصورت غیر مستقیم شروع کرده به دماندن "هوای تازه" در صدا و سیمای ملی. چیزی که لاریجانی، قولش را در انتخابات ریاست جمهوری گذشته داده بود تا آن را در همه ارکان مملکت تسری دهد. دیر یا زود شاهد این تغییرات خواهیم بود.
بیشتر بخوانید:
چرا باید بی بی سی را جدی گرفت؟
تلویزیون بیبیسی فارسی رسانهای تحریک کننده است(مهدی جامی)
درباره تلویزیون بیبیسی فارسی(تورجان)
تلویزیون بیبیسی فارسی آمد، خوشحال باشیم اما ذوق زده نشویم(بامدادی)

