تبليغاتX
آبیات - چرا "امر به معروف" در جامعه پیش نمی رود؟

چرا هنوز سی سال پس از انقلاب اسلامی،"امر به معروف ونهی از منکر"،  از دغدغه های اصلی مسولان کشور است؟ به گمانم دلیل آن نشناختن دقیق ماهیت و مقصود "امر به معروف و نهی از منکر" در ساحت مفاهیم و مصداقها و اکتفا به امر به معروف در حد ظواهر بوده است.

قصد نهایی " امر به معروف ونهی از منکر" برقراری ارزشهای اخلاقی در یک جامعه است، همانگونه که امام حسین ع هدف اساسی خیزش خود را، اصلاح امت جدش معرفی می کند.

 بالتبع مقصود امام حسین ع مبارزه با " یزید" نبوده، چرا که "یزید" محصول تغییرات رفتاری و افول اخلاق در نزد مردمان آن عصر و گرایش آنها به ترس، دنیاخواهی، عافیت طلبی و ضد ارزشها بوده است. چه اینکه در چنین شرایطی حتی اگر حسین ع به حکومت می رسید بازهم قربانی رواج ضد اخلاقیاتِ مردم  می شد. او قیام کرده بود برای احیای دوباره اخلاق و فضیلت در میان مردم. جامعه اخلاقی و فضیلت گرا جز به حاکمیت "حسین ع" به کس دیگری تن نمی داد.

از این رو محدود کردن امر به معروف، در حوزه ظواهر دین کاری عبث و بیهوده است. معاویه و پسرش هم به نام خلیفه – جانشینان پیامبر- سعی وافر در پرداختن به ظواهر دین داشتند. نماز جمعه برپا می کردند. حج می رفتند و ... اما باز هم جامعه اسلامی از ارزشها و اخلاق تهی و "حقیقتی به نام دین" وجود نداشت.

غایتِ دین، منحصربه احکام عبادی و یا خواندن نماز و داشتن روزه نیست. غایت آن، رسیدن به جامعه ای است که در آن ارزشهای اخلاقی حاکم باشد. ارزشهایی مثل: دروغ نگفتن، شجاعت، تملق نکردن، دست نبردن در اموال عمومی، اهتمام به کار و بیزاری از تنبلی، حق طلبی، نفرت از عوام فریبی و ... اگر مقصود دین اسلام نماز و روزه بود، پیامبر ص نمی فرمود: من برای تکمیل مکارم اخلاقی مبعوث شده ام.

این ارزشهای اخلاقی در حوزه های فردی، اجتماعی و انسانی تعریف می گردد. که مهمترین بُعد آن در حوزه اجتماعی، اخلاق کارگزاران و مسئولان نظام است که رفتار آنان ارتباط مستقیمی بر اخلاقی شدن کارکنان و افراد جامعه می گذارد. از طرفی چون نظام سیاسی مستقر در کشور ما، نظامی دینی بوده و همه مسئولان مشروعیت خود را از حاکم شرع می گیرند لاجرم کار مسئولان به پای دین هم نوشته می شود. لذا این امر ایجاب می کند که "امر به معروف" در این حوزه به شدت مورد توجه قرار گیرد. 

نظارت دقیق و مستمر بر ارکان جامعه و رفتار مردم و مسئولان است که می تواند امر به معروف را در جامعه سامان بخشد. در یک جامعه مردم سالار، این نظارت از طریق استقرار ارکان مردم سالاری، شفاف شدن سازوکارهای اقتصادی، اجتماعی، سیاسی در جامعه و فعال نمودن نقش رسانه های آزاد و مطبوعات مستقل تحقق می یابد. اگر رسانه ها بتوانند به نقش خود در اطلاع رسانی شفاف، آزاد و پرسشگری بپردازند و هیچ مسئولی خود را بواسطه مقامی که مردم به او بخشیده اند، خود را مصون از نقد و بازرسی و پرسشگری رسانه ها نبیند آنگاه می توان امیدوار بود که بتدریج درستکاری و پاکدستی در میان مسئولان نهادینه شده و این امر تاثیر مهمی بر رفتار مردم خواهد داشت.

پس موکول کردن امر به معروف به " تقوای درونی آدمها"، اگر کاری غیر عقلانی نباشد، لاجرم ما را به مقصود نخواهد رساند. از این رو برای فراگیری معروف در جامعه، باید نقد، نقد پذیری و پرسشگری در جامعه، به مدد رسانه ها تقویت شود.

اگر همه ما - در هر جایگاهی که هستیم - به فواید نقد و نقد پذیری و پرسشگری آگاه شویم آنگاه می توانیم امیدوار باشیم که "امر به معروف" را پیاده کرده ایم.

بهسازی رفتار مسئولان و کارگزاران نظام از طریق نظارت مطبوعات مستقل، همچنین می تواند به عنوان رسانه ای قوی، نقش تربیتی مهمی در اصلاح رفتار کارمندان و مردم و گرایش آنها به "معروف" ایفا کند و گرنه با ایجاد سازمانهای متعدد نظارتی در داخل و خارج سازمانها و تدوین هزاران بخشنامه و آیین نامه هم نمی توان "معروف" را در اداره و جامعه پیاده کرد.

کاری که متاسفانه تاکنون توفیق چندانی در آن نداشته ایم. اگر راههای اصولی و بنیادی را در این راه نیازماییم، چون گذشته مجبوریم پس از احیای دوباره "ستاد های امر به معروف" مجددا آنها را احیا کنیم!

در نوشته ای دیگر به "امر به معروف" در حوزه وظایف سازمانها و تعالی سازمانی خواهم پرداخت.

+ نوشته شده در  87/10/27ساعت 8  توسط ا. بیات  |  <

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh ::100C :: oyax :: Mohandes :: Del.icio.us :: Digg :: Friendfeed :: Twitthis :: Facebook :: Addthis to other :: Subscribe to Comments Feed :: Subscribe to Feed