تبليغاتX
آبیات - خسرو شکیبایی: وداعی در بین نیست که این آغاز سلام است... سهم من یک یادت بخیر ساده !
  تا گوینده شبکه خبر گفت : خسرو شکیبایی ....، دلم هری ریخت پایین:"خسرو شکیبایی هنرمند توانایی سینما، تئاتر و تلویزیون درگذشت".

دوسه روز پیش که او را در نقش گشتاسب در فیلم سارا دیدم هیچ گاه به مخیله ام نمی رسید که دیگر در میان ما نخواهد بود. لحن حزن آمیز و گیرایش در پس دیالوگها و تکیه کلامها و میمکهای منحصر بفرد چهره اش هیچگاه از یاد هنر سینمای ایران نخواهد رفت.

امروز برایش گریستم. نه! برای خودم گریستم .که چقدر مرگ به ما نزدیک است. مرگی که هیچ کسی را یارای مقاومت در برابرش نیست. اگر در رفیع ترین جایگاه هنری، علمی و .. یا در کاخ های زیبا و مشید ... باشی باز هم قربانی مرگی. اعتبروا یا اولی الابصار!

 

عکس راببینید. به گمانم او می دانست که این آخرین حضورش در میان ما (چند هفته پیش. مراسم منتقدان سینمای ایران) و آخرین خداحافظی اوست. مثل نمای آخر فیلم کیمیا، وقتی که کیمیا (دنیا) را گذاشت و گذشت. شاید دیالوگ پایانی اش در آن فیلم، مناسب حال امروزش باشد به گاه گذشتن و درگذشتن:

 

"... وداعی در بین نیست که این آغاز سلام است. ... سهم من یک یادت بخیر ساده" ...  از اینجا بشنوید.

 

                      خسرو شکیبایی

 

خسرو شکیبایی مردی از جنس شعر و ترانه بود. مردی از جنس مرحوم "حسین پناهی". همان کودک ساده دل و پاک سینمای ایران. چقدر من این مرد و هنرش و سادگی اش و دهاتی بودنش را دوست می داشتم. او که این روزها سالگرد وفاتش هم هست. زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست, هر کسی نغمه خود خواند و از صحنه رود, صحنه پیوسته بجاست... خرم آن نغمه که مردم سپارند به یاد. خدا هر دو عزیز سفر کرده را رحمت کند.
+ نوشته شده در  87/04/28ساعت 15  توسط ا. بیات  |  <

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh ::100C :: oyax :: Mohandes :: Del.icio.us :: Digg :: Friendfeed :: Twitthis :: Facebook :: Addthis to other :: Subscribe to Comments Feed :: Subscribe to Feed