آقای بازرگان معلم آموزشگاه زبان، انسان جالب و آموزنده ای است. بسیار هم اهل مطالعه است. به گفته او یکی از بستگانش که پس از سالها سکونت در سوئد به ایران آمده بود از اوضاع اقتصادی و معیشت مردم ایران، شوکه شده بود.
او برایش تعریف کرده بود که به مدت 10 سال قیمت یک واحد شیر در سوئد در حد 7 کرون ثابت مانده بود. تا اینکه روزی فروشندگان قیمت آن را 1/7 کرون اعلام کردند.
به سرعت از سوی نهاد های مردمی اعلام شد که کسی شیر نخرد.
چنین هم می شود و مدت چند روز شیر در سوپر مارکتها و مغازه ها می ماند. وزیر مربوطه در تلویزیون حاضر می شود و علت افزایش قیمت را توضیح می دهد. اتحادیه های مردمی دلایل او را نمی پذیرند. دوباره وزیر به تلویزیون می رود و اعلام می کند که : باشد! همان که شما می خواهید. شیر از فردا همان 7 کرون قبلی است. اما باز هم به مدت چند روز شیر 7 کرونی در مغازه ها می ماند و کسی نمی خرد. وزیر مربوطه علت را جستجو می کند. اتحادیه های مردمی می گویند که چون دولت، شیر ار بدون علت موجه گران کرده باید جریمه شود و شیر ار از فردا 6 کرون بفروشد! گرچه چند روز از سوی دولت و فروشندگان مقاومت می شود اما نهایتا قیمت شیر همان 6 کرون اعلام می شود!
نتیجه: این را مقایسه کنید با گران شدن روزانه قیمت کالاها و خدمات در ایران، که هیچ مقاومت و حرکت منسجم مردمی را بر نمی انگیزد. در مورد همین شیر قیمت هر کیسه آن، در چند سال اخیر ابتدا 200 تومان بعد 300 ، بعد 400 و اکنون 500 تومان شده است.
همچنین آن را مقایسه کنید با فقدان نهادهای کارآمد مردمی برای حفاظت از حقوق مردم و مصرف کنندگان. جالب اینجاست که در ایران سازمانی به نام "سازمان حمایت از حقوق تولید کنندگان و مصرف کنندگان" همزمان هم از حقوق تولید کنندگان دفاع می کند و هم از حقوق مصرف کنندگان!