نوشته ی ابوالقاسم بیات
تجربه سالهای گذشته نشان از توفیق نسبی "نامزدهای لیستی" یا "نامزدهای حزبی" در انتخابات دارد. و البته ذائقه مردم نیز به فهرستهایی که در هر زمان منتشر می شود بسته به دوره خاص زمانی خود تغییر می کند. زمانی در انتخابات مشهد دعوا بر سر این بود که کدام گروه تیتر "اصلاح طلب" را برای فهرست خود انتخاب کند و زمانی دیگر دعوا بر سر این بود که کدام گروه "اصولگرا" باشد. یا کدام گروه "اصلاح طلب تر" و کدام گروه "اصولگرا تر " است!
تجربه همچنین نشان داده که به رغم اعلامیه های پیش از انتخابات مبنی بر ایجاد "ائتلاف فراگیر" در دو جناح، به هنگام آغاز تبلیغات هیچ اثری از ائتلاف فراگیر در دو طرف دیده نشده و فهرستهایی به شدت مشابه و همنام در ایام تبلیغات منتشر شده است تحت عناوینی از قبیل:
ائتلاف اصلاح طلبان، ائتلاف مردمی اصلاحات، اصلاح طلبان مستقل، اصولگرایان اصلاح طلب، اصلاح طلبان اصولگرا، جبهه مردمی اصولگرایان، اصولگریان مستقل، اصولگرایان اصولگراتر و ...هکذا تا آخر! تا جایی که رای دهندگان همواره از تعدد و تشابه نامها دچار سرگیجه شده اند.
متاسفانه به دلیل ضعفهای عمده در نظام سیاسی ایران چنین دعوا ها و اوضاع شلم شوربایی اجتناب ناپذیر است. فرآیندی که به دلیل عمق بیماری منجر به تولد "جبهه ها و حزب های شبِ انتخاباتی" می گردد. تا ایامی چند بر سر کار باشند و بعد از آن کرکره ها را تا انتخابات بعدی پایین بکشند.
اما درباره فهرستهایی که به نام احزاب منتشر می شود باید این نکته را هم در نظر گرفت که همه کاندیداهایی که احزاب معرفی می کنند لزوما شایسته تر از افراد مستقل نیستند. لکن شاید بهتر همان باشد که در ایران نیز نظام متشکل و منسجمی از احزاب شکل بگیرد. و کار حزبی امری مورد پسند ارکان حاکمیت از صدر تا ذیل باشد. آنگاه است که کاندیداها ی مجلس و ریاست جمهوری و شوراها نیز تنها در قالب احزاب به مردم معرفی شده و وارد کارزار انتخابات خواهند شد.
اما در مملکتی که عضو فلان حزب بودن جرم است (بسته به اینکه در چه دوره ای چه گروهی دولت را در دست داشته باشند) و رئیس جمهور محترم در هر فرصتی به احزاب می تازد و بدگوئی شان می کند، افراد مستقل و ناشناخته ای که نه ورزشکار و نه هنرمند سینما، و گرایشی هم به حضور در چنین احزاب تکفیر شده ای را ندارند، چه چاره ای دارند؟ جز اینکه با تلاش و مخارج فراوان ددر صدد شناساندن خود به رای دهندگان باشند؟