آدم را به یاد عروس و دامادی می اندازد که از تالار عروسی خارج می شوند!
حدود یکسال است که عده ای از استاد کاران و کارآموزان جوان در داخل و صحن مسجد دانشگاه تربیت مدرس، مشغول طراحی و نصب کاشیهای سنتی هستند. این عکسها را در دهم اسفند 87 گرفتم. بقیه تصاویر را در ادامه ببینید
این روز، روز تولد من است!
![]()
![]()
1- آقای شین، راننده اداره برخی شبها در آژانش کار می کند. این را می شود از خستگی و خواب آلودگی روزهایی که به اداره می آید فهمید. آن روز هم احساس کردم خسته است. مسئول قسمت گفت که هر چه زودتر برای انجام کاری با ماشین اداره بیرون برویم. به آقای شین هم اطلاع دادم که راه بیفتد. سراسیمه وسایلم را برداشتم و سریع به سمت آسانسور رفتم. به نظرم آمد که راننده هم همزمان با من وارد آسانسور شده.. داشتم داخل کیفم را برانداز می کردم. بهش گفتم: آقای شین! دیشب آژانس بودی؟ جوابی نیامد! فکر کردم نشنیده. دوباره تکرار کردم. دیدم دارد می خندم. سرم را بالا کردم و نگاهش کردم. دیدم همکار خدماتی اداره است و راننده سوار آسانسور نشده! کلی خجالت کشیدم!
با آقای جیم، مسئول حسابداری کاری داشتم. او را نمی شناختم. فقط می دانستم که اتاقش در طبقه ششم اداره مرکزی است. از آسانسور طبقه ششم که بیرون آمدم از آقایی پرسیدم که اتاق آقای جیم کجاست؟ گفت: همون آقاییه که دم در ایستاده و اتاقی را نشانم داد. رفتم به سمت آقای جیم و سلام کردم: دیروز خدمتتان تماس گرفته بودم برای تقاضای وام. و شروع کردم به نشان دادن مدارک و تقاضانامه وامم. آقاهه که عینک گرد و مشکی داشت با تعجب پرسید: شما دیروز با من صحبت کردید؟ گفتم: بله من فلانی هستم، یادتان رفته؟ دوباره گفت: مگه اسم من چیه؟ گفتم: مگه شما آقای جیم نیستید؟ خندید و گفت: آقای جیم داخل اتاق نشسته! باز هم کلی خجالت کشیدم
مفتیانی که داعیه درک حقیقت دین را دارند، عده ای از افراد ناآگاه و شسته ی مغزی، را تحریک می کنند تا به راحتی خود را به کشتن دهند. تا به ثواب آن برسند: به لقای پیامبر و صحابی او، جنات النعیم، حورالعین، سریرهای مرفوعه و یا هر چیز دیگری!
انتحار کننده طالبانی، عراقی و پاکستانی آن، با همین استدلالها هم کیشان و هموطنان خود رامی کشد و انتحار کننده فلسطینی افراد اسرائیلی و صهیونیستی را.
از دید رسانه های رسمی ایرانی، نوع عراقی آن مذموم و زشت شمره شده و زیر نام "عامل انتحاری" دسته بندی می شود و نوع فلسطینی اش پسندیده و از نوع شهادت طلبی و ....
اما در سوی دیگر، این عمل از دید مفتیان سلفی عراقی، طالبانی و پاکستانی، خود یک عملیات شهادت طلبانه بوده و استشهادیون در کنار شهدای بدر و احد، صالحان و مخلصلان می نشینند در فِرست کلاسِ بهشت!
جنگ هفتاد و دو ملت همه را عذر بنه
چون نددیند حقیقت، ره افسانه زدند!
محمد قوچانی، گاهی اوقات آنقدر متضاد می نویسد که آدمی از یافتن ارتباط فکری بین مقاله هایش و درک خط و ربط او در می ماند. گاهی هم برای تفهیم مطالعات جانبی بیشمارش به خواننده، آنقدر کلاف موضوعات و مفاهیم را پیچیده می کند، که خودش در بازکردن آن در می ماند. او ...
1- دیشب زنگ زده بودم به دوستم، حسین، که دانشجوی دکترای فلسفه است تا به او اطلاع دهم که شبکه 4 سیما را تماشا کند. صادق، از جمع برادران لاریجانی (علی، باقر، جواد و صادق) فلسفه اخلاق درس می داد. گفت: "قاسم! اینارو ول کن. بی بی سی فارسی رو بچسب" و کلی برایم تعریف کرد از نحوه بر نامه سازی و حرفه ای بودن آنها.
2- برخی از مقامات ایران، بی بی سی فارسی را "دشمنی برای امنیت ملی ایران" اعلام و از فعالیت آن اظهار دلواپسی نموده اند. ....
بر آستانه پوپوليسم چپ
مناسبت های تاریخی خرداد و تیر ماه سال 1386 فرصتی ایجاد کرد تا پوپولیست های چپ به دلایلی کم و بیش روشن یک بار دیگر مطبوعات را عرصه تاخت و تاز های ایدئولوژیک خود قرار دهند.
انقلاب فرهنگی، درگذشت مرحوم دکتر شریعتی و سالروز هفتم تیر ماه ...
چرا هنوز سی سال پس از انقلاب اسلامی،"امر به معروف ونهی از منکر"، از دغدغه های اصلی مسولان کشور است؟ به گمانم دلیل آن نشناختن دقیق ماهیت و مقصود "امر به معروف و نهی از منکر" در ساحت مفاهیم و مصداقها و اکتفا به امر به معروف در حد ظواهر بوده است.
این روزها، اخبار غزه را از شبکه العالم دنبال می کنم. شبکه ای که به دلیل رقابتش با دیگر شبکه های عرب زبان از جمله العربیه، الجزیره و ... چه به لحاظ برنامه سازی شکلی و چه به لحاظ تولید خبر بسیار کارآمد تر و پویا تر از شبکه های رسانه انحصاری سیما ج ا. ا. است.**
تا گوینده شبکه خبر گفت : خسرو شکیبایی ....، دلم هری ریخت پایین:"خسرو شکیبایی هنرمند توانایی سینما، تئاتر و تلویزیون درگذشت".
دوسه روز پیش که او را در نقش گشتاسب در فیلم سارا دیدم ....
ایشان را همه می شناسد. کسی که از 25 سال پیش همه را به دانشگاه فرستاده. کسی که حرفهایش را هر سال، مثل نوار ضبط شده تکرار می کند! حرفهایی که مثل پُتک بر سر آدم می ریزد. بخصوص اگر آدم فردایش، در کنکور سراسری امتحان داشته باشد. من که هر وقت صدایش را می شنوم و حرفها و "آخرین توصیه ها یش به داوطلبان" را می شنوم دچار استرس می شوم! حتی اگر از کنکور خودم 15 سال گذشته باشد!
او اکنون پیر شده است. کسی که تمام عمر کاری اش را سر "توصیه به داوطلبان عزیز کنکور" گذاشته است. خسته نباشی آقای دکتر توکلی!
احساس و خاطره شما چیست؟

1- پرهیز از دنیا طلبی همواره از مسائلی است که مقامات عالی کشور به مدیران و مسئولان گوشزد می نمایند. اما هر از چند گاهی، اخباری از سوء استفاده های کسانی مطرح می شود که علیرغم دارا بودن گذشته انقلابی، بواسطه برخورداری از قدرت سیاسی یا رانتهای ویژه، به ثروت و جایگاه مادی غیرقابل تصوری رسیده اند.
فراوانی این پدیده در سالهای اخیر، طبقه جدیدی را در ساختار اجتماعی ایران به نام "آقازاده ها" شکل داده است. نکته ای که هیچکس در آن تردیدی ندارد. بروز چنین طبقه جدیدی تعارضات و تضاد هایی بین طبقه آقازادگان و طبقه "نابرخوردار" جامعه ایجاد کرده است. مکالمات شفاهی رایج در بین مردم و حساسیتهای آنها به برخی "نام ها" و "خانواده ها" از همین تضاد موجود اجتماعی ناشی می شود. عده ای نیز، پیروزی آقای احمدی نژاد بر جناب هاشمی رفسنجانی، در انتخابات ریاست جمهوری سال 84، را به درست یا غلط، ناشی از همین تضاد و تعارض می دانند. چه اینکه دکتر احمدی نژاد همواره بر کوتاه کردن دست "آقازادگان و مافیا" تاکید کرده و می کند.
2- "تعارض و تضاد" محور تحلیل مارکس از پدیده های اجتماعی است. به عقیده او تعارضات اقتصادی، روابط اجتماعی را در هر جامعه ای شکل می دهند.
] مارکس تاریخ را از منظر تنازعات طبقه ای می بیند. آزاد و برده، ارباب و رعیت، سرمایه دار (بوژوا) و کارگر (پرولتاریا)… که همواره در حال مبارزه ای مدام با یکدیگرند... (مبارزه ای که در نهایت به انقلاب منجر می شود. تنازعات طبقاتی موجود با بروز انقلاب پایان نمی گیرد...بلکه جامعه ای دیگر شکل می گیرد با طبقات جدبد). با همان تنازعات و تضاد ها. و شکلهای جدیدی از تنازع به جای اشکال قدیمی آن بروز می کند[**.
3- به گمان من فارغ از نگاه ایدئولوژیک و انقلابی به تحولات سی ساله اخیر در ایران، ازمنظر دیدگاه مارکس، ظهور طبقه جدیدی در ایران به نام "آقازداگان"، نتیجه سیر تاریخی این "تضاد و تعارض" بین بازیگران اجتماعی است. گرچه از بین بردن نظام های طبقاتی سلطنتی یکی از نتایج انقلاب 57 بود اما در نبود نظام سلطنتی، طبقه ی جدیدی از "آقازادگان" شکل گرفته است که بر مبنای تعالیم انقلاب، قرار نبود شکل بگیرند! برخی دلایل ایجاد این طبقه در ساده ترین شکل عبارتند از: نزدیکی به منابع قدرت سیاسی، رانتهای ویژه اطلاعاتی، مالی و پشتیبانی (پارتی!)، آگاهی از ضعفهای قانونی و روزنه های نفوذ.
در چنین فضایی است که کم کم شعارهای تند و تیز انقلابیون دیروز (و آقازادگان امروز) رنگ می بازد. شعارها و آرمانها، "بهداشتی تر" می شوند. تا کسی را نرنجاند! بتدریج "احادیث متواتر درباره فضیلت جهاد و زهد و شهادت"، تبصره پذیر می شوند! و بجای آن احادیثی در فضیلت دانستن قدر زندگی و استفاده از نعمات الاهی جایگزین می شود. تصور کنید که چنین تفکری چه پیامدی را خواهد داشت!
** کتاب تئوری سازمان، مری. ج . هچ، ترجمه حسن دانایی فرد
اخبار سیما را می دیدم که از آمدن رئیس جمهور "کومور" خبر می داد. پیش خود به سفر روسای جمهوری دیگر کشورها به ایران در زمان احمدی نژاد فکر کردم. به این کشورها رسیدم:
کومور، زامبیا، سیرالئون، گینه بیسائو و تعداد دیگری از کشورهای آفریقایی، سوریه (2 بار)، عراق (2 بار)، افغانستان، ونزوئلا (2 یا 3 بار)، سری لانکا.
کشورهایی هم که احمدی نژاد به آنها سفر رسمی کرده است، عبارتند از: عراق، آذربایجان (افتتاح پروژه مشترک در نخجوان)، بولیوی، ونزوئلا، افغانستان، سری لانکا، اندونزی.
کشور دیگری را نیافتم. وجه مشترک همه کشورهای فوق، عقب تر بودن رشد توسعه ی آنها نسبت به ایران است. سفر تعدادی از روسای جمهور این کشورها نیز به ایران صرفا برای گرفتن وام از ایران بوده است. مثل عراق، افغانستان، سری لانکا و ...وجه مشترک بخش دیگری از این کشورها هم منزوی بودن آنهاست در صحنه بین الملل مثل ونزوئلا، سوریه .
سفر اجمدی نژاد به "عربستان" برای شرکت در اجلاس سران اسلامی اسلامی، سفرش به "امارات" برای شرکت در اجلاس کشورهای حاشیه خلیج فارس و سفرش به "قزاقستان" برای شرکت در اجلاس پیمان شانگهای بوده است. دیدارش از "هند" به مدت دوساعت در راه سری لانکا، و یه صورت دیدار تشریفاتی و غیر رسمی بوده است. سفرش به "نیویورک" و "رم" هم به دعوت سازمان ملل و فائو صورت گرفته است.
امروزه دیدارهای متقابل هیاتهای عالی کشورها نشان دهنده پویایی سیاسی کشورها و ایجاد کننده زمینه ای تفاهم و همکاری در صحنه جهانی است. متاسفانه در فهرست فوق هیچ اثری از کشورهای پیشرفته یا در حال رشد دیده نمی شود. شاید این کمترین اثر "کاغذ پاره های سازمان ملل" باشد!
اگر کشور مهمی از قلم افتاده است تذکر دهید.